تاریخچه ایمنی و بهداشت و مسئولیت کارفرما در ایران


در بناهای بزرگ دنیا مانند دیوار چین و اهرام ثلاثه کتیبه هایی
یافت شده که این عبارات در آن حکاکی شده بود

اگر برده ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید!

ولی در تخت جمشید، در کتیبه ها مکشوف نوشته شده بود :

 
اگر کارگری (فرق کارگر با برده بسیار است) در هنگام کار در این بنا آسیب دید حکومت موظف است
 
تا اخر عمر وسایل امرار معاش او را بدون هیچ منت و چشم داشتی پرداخت کند
!
 

عیدی

 

برای ورود به دیوان هر یک از این مفاخر جهانی لطف فرمایید و

بر روی لوگو و لینک آن کلیک فرمایید


Click on each face and follow through
سعدیخیاممولویحافظ
پروین اعتصامیفردوسینظامیعطار




برای مشاهده مابقی مفاخر به ادامه مطلب بروید »»»»»»»

ادامه نوشته

باز میگذرد ...


سال نو می شود. زمین نفسی دوباره می کشد. برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زنند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم. سهم ما چیست؟.. نقش ما چیست؟…  دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد

و

چون همیشه امیدوار




 تاریخچه نوروز به بیان دکتر محمد معین


نوروز دکتر علی شریعتی

کتاب آداب نوروز

کورش و داریوش و نوروز


در ادامه مطلب حتما مطالعه بفرمایید --- جالب و پرمحتواست »»»»»»»
ادامه نوشته

شناسنامه رضاخان + تصویر


شناسنامه رضاخان + تصویر

بد و ن  ش ر ح

  


تمدن ایران !


(کمی دور تر از بهداشت حرفه ای ! )

با تشکر از مهندس منیره عباسی


نگاهی کوتاه به تمدن ایران زمین

چه چیزی گویا تر از تصویر است ؟

اینجا کلیک کنید و مشاهده کنید


سرگذشت لباس فارغ التحصیلی

 

 

سرگذشت لباس فارغ التحصیلی


       میدونید چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه ؟!

http://gharneyakhi.files.wordpress.com/2009/08/graduate1.jpg


     یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی شناسیم  ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك  دانشجو در دانشگاههای خارج از کشور می خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.


       هنگامی كه از ما سوال می شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی كه از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی سوال شود این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می كنید می گویند ما به احترام "Avicenna" "آوی سنا" پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.

See full size image
    آنها به احترام "Avicenna" "آوی سنا" كه همان "ابن سینا"ی ماست كه لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می كردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریكاعلامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم !!

اگر دوست دارید بیشتر از این شخصیت علمی بدانید به ادامه مطلب مراجعه کنید !!

ادامه نوشته

هرگز نخواب کوروش ای مهرآریایی



 اگر پیش از مردن بمیری
                                         وقت مردن نخواهی مرد
ادامه نوشته

نصایح بسیار زیبای زرتشت به پسرش!

نصایح بسیار زیبای زرتشت به پسرش!

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هركس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباش، نزدیك انجمن دروغگو منشین
چالاك باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند

با تشکر از خانم ندا آذری بخاطر ارسال این مطلب پر بار 

سال نو مبارک

ادامه نوشته

چهارشنبه سوری چرا ؟؟؟

چهارشنبه سوری چرا ؟؟؟

برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن شب سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود.

«دل هر ایرانی آتشکده ای است»

جشن شب چهارشنبه سوری 

پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری

از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.

در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است.[1]
نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :

«... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»[2]

در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.

دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که :

ستاره شمر گفت بهرام را          که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت          همه  کار  ناسودمند  آیدت
یکی باغ بُد درمیان سپاه        از این روی و زان روی بُد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد    بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
ببردند پر مایه گستردنی          می و رود و رامشگر و خوردنی
.
.
.
ز جیهون همی آتش افروختند       زمین و هوا را همی سوختند [3]

 

ادامه نوشته

کورش هخامنش در قرآن

کورش پیامبر ایرانی

کوروش

     قرآن‌، داستان ذوالقرنین را در سوره كهف‌، آیات 83 تا 98 بیان كرده و برای او ویژگی‌هایی را بر شمرده است‌.

     علامه طباطبایی ‌;، آیة‌الله مكارم شیرازی‌، و... محتمل‌الصدق می‌دانند، این است كه ذوالقرنین همان كورش كبیر، پادشاه هخامنشی است‌.

قرینه‌هایی كه ایشان برای تأیید نظر خود می‌آورند از این قرار است ‌:

         1. ذوالقرنین شخصیتی است كه خداوند به او تمكن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت كورش كه بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تأسیس كرده است‌، توافق دارد.

         2. ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و كورش هم خداشناس و یكتاپرست بوده است و معقول‌ترین تاریخی كه برای ظهور زرتشت یاد می‌شود، بین قرن ششم پیش از میلاد با تاریخ حیات كورش توافق دارد.

        3. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به سیری در آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.

        4. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به جنوب شرقی و (مكران و سیستان‌) و شمال‌شرقی (حدود بلخ‌) انطباق دارد.

        5. ذوالقرنین با قومی وحشی مواجه شده است و این با رفتن كورش به سمت شمال و نبرد با اقوام وحشی "سكا" كه به عبارتی همان یأجوج و مأجوج هستند، انطباق دارد. در این جا كورش اقوام وحشی را عقب می‌راند و در معبر داریال سدّی با آهن و مس می‌سازد كه هنوز بقایای این سد برپاست‌.(ر.ك‌: داستان‌های قرآن و تاریخ انبیا در المیزان‌، حسین فعال عراقی‌، ج 1، ص 447، نشر سبحان‌، و نیز: مجله بینات‌، ش 14، ص 105.)

بعضی معتقدند نام‌گذاری ذوالقرنین به این نام به خاطر آن است كه او به شرق و غرب عالم كه عرب از آن تعبیر به قرنی‌الشمس (دو شاخ آفتاب‌) می‌كند، رسید.  

برخی نیز عقیده دارند كه او تاج مخصوصی داشت كه دارای دو شاخ بود.

 

برای آگاهی بیشتر ر.ك‌: تفسیر المیزان‌، علامه طباطبایی‌;، ج 13، ص 355 ـ 364، مؤسسه اعلمی بیروت / تفسیر نمونه‌، آیة‌الله مكارم شیرازی و دیگران‌، ج 12، ص 150 ـ 532، دارالكتب الاسلامیة‌.

 

وصیت نامه کورش بزرگ (پارس سرزمین اریایی ها)

وصیت نامه کورش بزرگ

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند

تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود

بعدازمرگ من مرادرگوري بگذاريد که روي آن بازباشد

وهرسال پادشاه پس ازمن براي ديدنم بيايد وببيند

اين آينده مردي بود که برهفتادودو ملت حکم ميراند.

پس ازمرگ جانشين من تابوت مراببنديد وهمين کارراباپادشاه بعدي کنيد

 

حکایت !

 

درود بر کوروش بزرگ و امپراتوری هخامنشی که پایه گذاران حقوق بشر در جهان بودند.
چنين گفت زرتشت:...عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدايي جدا باش.

فرارسیدن جشن نوروز خجسته باد!

 
فرارسیدن جشن نوروز خجسته باد!

فرارسیدن نوروز باستانی، و سال 3745 بهدینی - زرتشتی ، یادگار نیاکان پاکمان را شادباش می گوییم و امیدواریم سالی پربار و نیک برای ایران و شما ایران دوستان در پیش رو باشد.

گاهنامه سال 3733 ایرانی

 
گاهنامه سال 3733 ایرانی

انتشارات فرهنگ ایران گاهنامه ایرانی 3733 را به هم میهنان گرامی و پارسی زبانان پیشکش می کند. در این گاهنامه نام روز های باستانی ایرانیان، جشن ها و رویداد های بزرگ و هم چنین برابری آنها با گاهنامه های زرتشتی، ترسایی و اسلامی گنجانده شده است.

دریافت گاهنامه از سرور امرداد با فرمت پی دی اف با حجم ۳۵/۲ مگابایت

دریافت گاهنامه از سرور فرهنگ ایران با فرمت جی پی جی با حجم ۸/۱۱ مگابایت

باسپاس از تارنمای ایران یاد

اساطیر و نمادهای نوروز

  اساطیر و نمادهای نوروز

 آن وقت ها بچه های مدرسه با این که یکدیگر را مرتب می دیدند اما نزدیک عید نوروز به هم کارت تبریک می دادند و بر آن می نوشتند: «این جشن باستانی را» یا «این عید سعید باستانی را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم.» و به دنبال آن، پس از آرزوی سالی خوب، شعارهایی از قبیل «ای گل سرخ و سفید ارغوانی / فراموشم نکن تا می توانی» نوشته می شد.
غرض این که همه می دانستیم عید نوروز جشنی باستانی است اما از چه زمانی این عید در ایران برگزار می شده و سبب وجودی آن چیست؟
از شواهدی که در دست است، جشن نوروز در زمان هخامنشیان، در تخت جمشید برگزار می شده است و حتی شکل کاخ و نگاره هایی که بر دیواره های تخت جمشید نقش بسته نشان از برگزاری جشن نوروز داشته است. ملت های همه سرزمین های زیر فرمانروایی هخامنشی در چنین روزی در آن جا گرد می آمدند تا پیشکش های خود را تقدیم کنند. اما آن چنان که از برخی منابع برمی آید، نوروز قبل از هخامنشیان نیز وجود داشته است. البته در اوستا مطرح نمی شود چون اوستا دینی است و جشن های خاص خودش را دارد. ولی از دوره ادبیات میانه، نوشته های پهلوی و مانوی از نوروز بسیار سخن گفته می شود که مربوط به اول سال است و غیر ممکن است که در اول سال، عید باشد اما مراسمی وجود نداشته باشد. نقش برجسته های تخت جمشید نیز این نظر را القا می کند که جشن سالانه در ایران وجود داشته است که با تغییر فصل ها مربوط بوده است. پس ریشه های این جشن در گذشته های بسیار دور ایران است و تنها جشنی است که تا این اندازه در میان مردم مورد توجه بوده است. چون نوروز جشن ملی بود و از میان جشن های باستانی ایران، تنها جشنی بود که در چهار دیواری خانه ها نفوذ کرد.

اسطوره های گوناگونی گرد این جشن ملی را فراگرفته اند، از جمله اسطوره زیبای آفرینش در ایران باستان. بنابراین اسطوره، اورمزد شش پیش نمونه گیتی یعنی .............

 

           ادامه دارد  >>>>>>

ادامه نوشته

پيدايش جشن نوروز

جشن نوروز مبارک باد . 

پيدايش جشن نوروز

روزها يا ماه جشن نوروز

پنجه (خمسه مسترقه)

در ادبيات فارسي جشن نوروز را مانند بسياري از آيين هاي ديگر ، رسم ها ، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري ، چون فردوسي ، منوچهري ، عنصري ، بيروني ، طبري ، مسعودي ، ابن مسکويه ، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي - اسطوره اي آنان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند ، که تنها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود:

جهان انجمن شد بر تخت اوي

از آن بر شده   فره بخـت اوي

به جمشيـد بر گـوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

سرسال نو هرمـز فرودين

بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز

بر آن تخت بنشست فيروز روز

بزرگان به شادي بياراستنـد

مي و رود و رامشگران خواستند

محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته است : « جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بنشستم به مظالم ، شما نزد من باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنماييد ، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم [مجلسي که به شکايت مردم در باب ظلمهايي که بدانان شده، رسيدگي مي شده] نشست ، روز هرمز بود از ماه فروردين ؛ پس آن روز رسم کردند.»

ابوريحان بيروني ، پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند: «چون جمشيد براي خود گردونه بساخت ؛ در اين روز بر آن سوار شد ، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديدن اين امر به شگفت شدند پس اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نشينند و تاب مي خورند.»

      ادامه دارد  حتما مطالعه کنید >>>>>>>>>>

ادامه نوشته

دهم بهمن ماه ، فرارسیدن جشن سده خجسته باد!

 
دهم بهمن ماه ، فرارسیدن جشن سده خجسته باد!

فرارسیدن جشن سده بر شما خجسته باد!

بیشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می دانند. ابوریحان بیرونی می نویسد: “سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابكان است و در علت و سبب این جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می آید و برخی گویند علت این است كه در این روز زادگان كیومرث، پدر نخستین، درست صدتن شدند و یكی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند” و برخی برآنند كه در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید .”

    پیشنهاد میشود حتما ادامه مطلب را مشاهده نما یید !

        ادامه دارد >>>>>>>

ادامه نوشته

كوروش كبير به روايت تصوير

كوروش بزرگ به روايت تصوير

كورش در لباس نبرد

کوروش

كوروش دوم ، معروف به كورش بزرگ ( 559-528 پيش از ميلاد )، به‌خاطر نام برده شدن از وي در كتب تاريخي با عناويني همچون بخشندگي‌، بزرگ‌منشي، بنيان گذاشتن حقوق بشر ، پايه گذاري نخستين امپراطوري چندقوميتي، آزاد كردن برده‌ها و اسرا، احترام به عقايد و مذاهب مختلف، گسترش تمدن و... شناخته شده‌است.

آرامگاه كورش هخامنشي

yahyam.blogfa.com

از فرمان حقوق بشر كورش يا استوانه كوروش، به عنوان كهن ترين سند كتبي از دادگستري و مراعات حقوق بشر در تاريخ و مايه مباهات و سرافرازي ايرانيان ياد مي‌شود. كورش پس از تسخير بابل اعلام عفو عمومي داد و اديان بومي را آزاد اعلام كرد.

منشور حقوق بشر كورش

در حدود سال ۱۲۸۵ ه.ش به هنگام كاوشها در بابل در ميان رودان (بين النهرين)، يك باستان شناس، استوانهٔ سفالين كوچك از گل پخته يافت، كه شامل يك نوشته از كوروش بزرگ بود. بررسي‌ها نشان داد كه نوشته‌اي استوانه مربوط به سال ۵۳۹ (پ.م) از سوي كوروش بزرگ پس از شكست بخت النصر و گشوده شدن شهر بابل، نويسانده شده‌است و به عنوان سنگ بناي يادبودي در شهر بابل قرار داده شده‌است.

آزادسازي يهوديان

ايرانيان كورش را پدر و يونانيان، كه وي ممالك ايشان را تسخير كرده‌بود، ‌او را سرور و قانونگذار مي‌ناميدند. يهوديان اين پادشاه را به منزله "ممسوح پروردگار" محسوب مي‌داشتند، ‌ضمن آن‌كه بابليان او را مورد تأييد مردوك مي‌دانستند. درباره شخصيت ذوالقرنين كه در كتاب‌هاي آسماني يهوديان، مسيحيان و مسلمانان از آن سخن به ميان آمده، بسياري از بزرگان جهان ذوالقرنين قرآن فرزند نيك‌سرشت خداوند را كوروش هخامنشي مي‌دانند.

تخت جمشيد مقر هخامنشيان

تخت جمشيد يكي از شهرهاي بزرگ ايران باستان بوده كه محل برگزاري جشنهاي نوروزي هخامنشيان به شمار مي رفته است. اين شهر هرچند هيچوقت پايتخت اين سلسله نبوده اما همواره به عنوان شهري مهم در تاريخ از آن نام برده شده است.

كاخهاي ويران شده هخامنشي

كوروش در آخرين نبرد خود به قصد سركوب اقوام وحشي سكا به سمت شمال شرقي كشور حركت كرد. سپاه او در اين نبرد شكست خورد. در مورد علت مرگ كورش همچون تولدش اطلاعات دقيقي در دست نيست. برخي معتقدند در جنگ كشته شده ولي مورخان ديگر مرگ او را طبيعي و بدون علت خاصي دانسته اند.

سر سرباز هخامنشي

هفتم آبان در حالي روز جهاني كورش نام گرفته كه هفته پيش از آن سر سرباز هخامنشي كه به عنوان بخشي از تاريخ ايران به شمار مي رود در حراج كريستيز لندن به فروش رسيد. اين در حالي بود كه بسياري از رسانه ها و علاقمندان تاريخ ايران بارها از مسئولان سازمان ميراث فرهنگي خواسته بودند اقدامات لازم را درخصوص بازگرداندن اين اثر تاريخي به كشور انجام دهد.

پاسارگارد مقبره كورش

بنا بر روايتهاي تاريخي كورش در سال 529 قبل از ميلاد درگذشت. جسد او پس از 20 سال و زماني كه داريوش تمامي شورشها را پايان داد با احترامي خاص و مراسمي قابل توجه به تخت جمشيد آورد و سپس به پاسارگاد منتقل نمود و در همانجا به خاك سپرد.

نقش برجسته كورش

در برخي از منابع تاريخي آمده است كه كورش س از فتح بابل صلح را هدف اصلي سلطنت خود و عنصر اساسي تعادل اجتماعي مي‌شمارد: «من صلح و آسايش را براي تمام انسان‌ها تضمين كردم.»

آثار به جامانده از ايران باستان

در كتب تاريخي همچنين آمده است كه كورش اعلام كرده: من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند. و حكام و زير دستان من ، مكلٿ هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از خريدوفروش مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد.

كورش به همراه داريوش اول

فتوحات كورش در جهت افزايش قلمرو امپراطوري ايران، به همراه آنچه مورخان از نحوه برخورد او با مردمان سرزمينهاي فتح شده ذكر كرده اند، از اين پادشاه هخامنشي چهره اي مرموز و در عين حال بخشنده و خردمند تصوير كرده است.

چهره اي ديگر از كورش

سند به جا مانده از كورش به عنوان نخستين منشور حقوق بشر شناخته شده، و در سال ۱۹۷۱ ميلادي، سازمان ملل آن را به تمامي زبانهاي رسمي سازمان منتشر كرد. برخي كارشناسان معتقدند كه منشور آزادي كه توسط پادشاه ايراني (كورش) در ۲۳ سده پيش، صادر شده، از اعلاميه جهاني حقوق بشر كه در قرن بيستم تدوين شد، معنوي تر است.